فکرم را روی سطحی متمرکز می کنم. آینده ای برای بکارت ناخن ها. متصور می شوم. آیینه در مقابل چشم هایم چیزی نمی گوید. من که کسی نیستم. تنها سعی می کنم اسم ها را به خاطر بیاورم. باید سطحی باشد. این ممکن و البته آرامش بخش است. این صدای شاهرگ های شی ء بودگی ست که ملال آورترین رقص خود را در آینه به نمایش گذاشته اند. نوارهای آبی کم خون مثل ترن های زیر زمینی در ایستگاه های خود توقف می کنند. این مسیر ادامه ی بحران است. از چه حرف می زنم. قلبی که می تپد. قلبی که با ملال همراه است. صدای فاصله. شیب می دهم به ادامه لبها. فکر می کنم شاید زخمی میان ران هایم احاطه ی بصری دارد. کش سانی خطوط بینایی در حد اکثری از سلول های شبیه ماهی. شبیه. کاغذ از میان صدف ها طرح خورشید را می دزدد. فال عاشق را می خواند. لب ها در امتداد فرو افتادگی کمبود آرایش می خواهند. آینه جواب می دهد به اشک ها. جامی برای مستی رویا. سیاه. شادی برای زندگان. شیوایی تن های برهنه در گورهای روشنی که خود را شراب می دهند. باید صبر کنی. تابلوها دوباره به جای خود برگردند. گل دان ها صدای تپش قلب را منعکس می کنند. دن فابریو روی کلمه ها. باید صبر کنی. تمام شب. میز در ابعاد تو می خوابد. رگ های خونیِ بدبو. رگ های پوشیده از موهای سیاه. باید صبر داشته باشی عنکبوت سفید. تور ماهیگیری چند وقتی ست که در زخم ها گیر کرده است. کرم ها فرو رفته اند در شیب تند شب. شمالی ترین نقطه پرگار. جوانی که روی پله ها. جوانی که با ساق های کوتاه و مست شیار بازوان را در شب خفه می کند. شب را به میز بخوابانید. شاید عسل میان پیاده ها. شاید غروب در بندر سیسیل. شاید بلیطی از خواهرم به ارث برسد. ترن در جایگاه همیشگی توقف می کند. توقف می کند. سیاره ای به نام زمین. در نام ها شکوهی ست که در یادها نیست. من از نام ها کلکسیون ویژه ای دارم. فکر می کنم به پله ها. فکر می کنم به تناسخ. بودا. و موهای صورت لیلی. فکر می کنم شاید جمجمه ای پایین بیاید. شاید زمین نام دیگری است. بچه ای زاییده می شود. بچه ای که لامپ را می بوسد. جا می ماند. در فواصل معینی توقف می کند و زخم های هر جا را با خود می شوید. در مسیر کاشتن تخم کلم. کافی نبود اشتباه برای ستایش یک نام. نام کوچک زمین. با کفش های کم خون. شبیه نسیمی که در باد می دود. جوان جلوی سینما منتظر دوست دخترش بود.جوان جلوی سینما آرام سیگار می کشید. هر جا که می شد جا مانده بود. هر طور که می خواهید تمام شوید. نیمه ی. کافی نبود کفی که روی تنش ایستاده بود. با ماشین های تحریر. با سوت های نخی. به معنی خطای بقا. به معنی حذف کلمه ی شیب دار. پاساژهای. من تمام می کنم.
+ نوشته شده در ساعت   توسط الهام ملک پور
|
